تفاسیر بسیار زیبای سوره عبس

خرید بک لینک

۞ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ۞

فَإِذَا جَاءَتِ الصَّاخَّةُ (٣٣)يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ (٣٤)وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ (٣٥)وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ (٣٦)لِكُلِّ امْرِئٍ

مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ (٣٧)وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ (٣٨)ضَاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ (٣٩)وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا

غَبَرَةٌ (٤٠)تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ (٤١)أُولَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ (٤٢)

33- پس چون آن بانگ هول انگيز رستاخيز بيايد . 34- روزي كه آدمي از برادر

خود مي گريزد 35- و از مادر و پدر خويش 36- و از همسر و فرزندانش 37-

هر مردي از آنان را در آن روز كاري است كه بدان مي پردازد – كسي به ديگري

نپردازد. 38- رويهايي در آن روز تابان و درخشان است 39- خندان و شادمان

40- و رويهايي در آن روز بر آنها غبار نشسته است 41- آنها را تيرگي و

سياهي پوشانده 42- اينان همان كافران بدكارگنه پيشه اند.

تفاسیر بسیار زیبای این سوره

صاخه" از ماده" صخ" در اصل به معنى صوت شديدى است كه نزديك است گوش انسان را كر كند، و يا به راستى گوش را كر مى كند، و در اينجا اشاره به" نفخه دوم صور" است، همان صيحه عظيمى كه صيحه بيدارى و حيات مى باشد، و همگان را زنده كرده، به عرصه محشر دعوت مى كند.

آرى اين صيحه چنان عظيم و تكان دهنده است كه انسان را از همه چيز جز خودش و اعمالش و سرنوشتش غافل مى كند.

و لذا بلا فاصله بعد از آن مى افزايد:" در آن روز كه انسان از برادر خود فرار مى كند" (يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ).

همان برادرى كه با جان برابر بود و همه جا به ياد او بود و در فكر او، امروز به كلى از او گريزان مى شود.

و همچنين" از مادر و پدرش" (وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ).

" و زن و فرزندانش" (وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ).

و به اين ترتيب انسان نزديكترين نزديكانش را كه برادر و پدر و مادر و زن و فرزند هستند نه فقط فراموش مى نمايد بلكه از آنها فرار مى كند، و اين نشان مى دهد هول و وحشت محشر آن قدر زياد است كه انسان را از تمام پيوندها

و علائقش جدا مى كند.

مادرى كه به او عشق مى ورزيد.

پدرى كه سخت مورد احترام او بود

همسرى كه شديدا به او محبت داشت.

و فرزندانى كه ميوه قلب و نور چشمان او محسوب مى شدند.

در آيه بعد دليل اين فرار را بيان كرده، مى فرمايد:" در آن روز هر كدام از آنها وضعى دارد كه او را كاملا به خود مشغول مى سازد" (لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ).

تعبير به" يغنيه" (او را بى نياز مى سازد) كنايه ظريفى است از اين حقيقت كه در آن روز آن قدر انسان به خود مشغول است، كه به ديگرى نمى پردازد و حوادث بقدرى شديد و هولناك است كه براى اشغال تمامى فكر و قلب او كافى است.

در حديثى آمده است كه بعضى از خاندان پيامبر ص از آن حضرت سؤال كردند كه آيا در روز قيامت انسان به ياد دوست صميميش مى افتد؟

در جواب فرمود:

سه موقف است كه هيچكس در آنها به ياد هيچكس نمى افتد: اول پاى ميزان سنجش اعمال است تا ببيند آيا ميزانش سنگين است يا سبك؟ سپس بر صراط است تا ببيند آيا از آن مى گذرد يا نه؟ و سپس به هنگامى است كه نامه هاى اعمال را به دست انسانها مى دهند تا ببينند آن را به دست راستش مى دهند يا دست چپ؟ اين سه موقف است كه در آنها كسى به فكر كسى نيست،

در صحنه قيامت آثار عقائد و اعمال سوء انسانها در چهره هايشان نمايان مى گردد.
ضمنا تعبير به وجوه به خاطر اين است كه رنگ صورت بيش از هر چيزى مى تواند بيانگر حالات درونى باشد، هم ناراحتيهاى فكر و روحى و هم ناراحتى هاى جسمانى.
به هر حال گروهى در آنجا خندان و مسرورند، چهره هايشان گشاده و نورانى است، روشنايى ايمان و پاكى عمل در صورت آنها موج مى زند،" و رنگ رخساره آنها خبر از سر درون مى دهد".
بر عكس گروهى كه تاريكى كفر و زشتى اعمالشان در چهره هايشان نمايان است، گويى گرد و غبار سياهى بر صورتشان نشسته، و هاله اى از دود آن را در خود فرو برده، آثار غم و اندوه و رنج و درد از صورتهايشان مى بارد، و اصولا همانگونه كه در آيه 41 سوره رحمان آمده" يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ"" گنهكاران با سيمايشان شناخته مى شوند" در آن روز رنگ چهره ها براى شناخت انسانها كافى است.

تفسیر نمونه:ج26،ص 157-160

أ ليس اللّه بکاف عبده ...

ما را در سایت أ ليس اللّه بکاف عبده دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 6:36

صفحه بندی